محمد قنبرى
54
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
معرفت به آن ندارد ، همين كه به اين كتب معروف و اصول مشهور احاله دهد ، ديگران از اصحاب و پيروان تسليم مىگردند و قبول مىكنند . و اين سنت و عادت اصحاب ما ، از زمان پيامبر تاكنون بوده است . « 1 » اين سنت و روش معمول از زمان ائمه : بوده ، به طورى كه ائمه عليهم السلام راويان صاحب درايت را مرجع شيعه مىدانستند و مردم را به گرفتن روايت از ثقات امر نمودهاند . 2 . شيخ بهائى در مشرق الشمسين ، وجوب اعتماد به كتب مشهورِ در دسترس را ذكر مىكند . شيخ ، با آوردن گفتار علماء ابرار در صحت و اعتماد به كتب اربعه - از جمله اقرارهاى متعدد شيخ حسن ( فرزند شهيد ثانى ) در معالم و المنتقى كه احاديثِ كتب قابل اعتماد ما با قرائنى همراه است - به روش قدما تا زمان علّامه و حتى متأخرين اشاره مىكند كه به استناد همين قرائن عمل مىكردند . زيرا منقولات از اصول و كتب مورد اتفاق بدون تغيير و تحريف نقل شدهاند . شيخ بهايى در كتاب خود ، مختصرى از درايت محدّثين قديم در جمعآورى احاديث ائمه در اصول چهارصدگانه و ترتيب و تبويب متأخرين به منظور انتشار آن اخبار و استفادهء طالبان از آنها به همراه اسناد متصلش سخن گفته است . « 2 » 3 . سيد مرتضى علم الهدى ، شهادت بر صحت و ثبوت احاديث كتب را به دليل تواتر يا علّامت و امارهاى دال بر درستى روات كه موجب علم و يقين مىگردد نقل مىكند . 5 و 4 . علّامه مامقانى در مقدمات رجال خود از فاضل تونى و شيخ حسين بن عبدالصمد در كتاب درايه نقل كرده كه احاديث كتب اربعه از اصول و كتب مورد اعتماد مىباشد . 6 . سيد هاشم بحرانى در كتاب حلية الابرار به نقل از ارشاد شيخ مفيد در باب احوال امام صادق عليه السلام ، جمع آورى اسامى راويان ثقه از امام به وسيله اصحاب حديث با وجود اختلاف در آراء و نظرات را ذكر مىكند . محدّث بحرانى ، شبيه اين را در كتاب فضائلش به نقل از ابن شهر آشوب در احوالات امام باقر عليه السلام مىآورد كه از ايشان اخبار
--> ( 1 ) . در باب علل اختلاف اخبار از بحار الأنوار علّامه مجلسى به تفصيل اين حقيقت آمده است . ( 2 ) . تفصيل بيشتر را مىتوانيد در فايدهء نهم از خاتمهء وسايل الشيعه ( ذكر قرائن منفصل ) مطالعه كنيد .